پرسش اصلی این است اگر یک استنباط فقهی یا یک رای فقهی خرق جامعه کند و به « اللّهُمَّ شَتِّتْ شَمْلَهُمْ و فَرِّقْ جَمْعَهُمْ » در میان متدینان و مومنان بینجامد که تبدیل به ضد خود شده است می توان از آن دفاع کرد؟آیا اگر این رای فقهی نظامات اجتماعی را به هم بریزد می توان از استناد آن به شارع و حجت بودن آن سخن گفت؟ در نگاه فردی یا فردگرایانه که محصول جامعه ساده و روابط بسیط بود فقه خود را متکفل چاره اندیشی دغدغه افراد می دانست و نه بیش از آن اما وقتی فقه می خواهد در نظامات اجتماعی و سیاسی و...ورود پیدا کند آیا با آراء جزیره ای و جزئی نگر که گاه می تواند هررای فقهی در آن هزینه های کلان اجتماعی و گاه مادی بر جامعه دینی تحمیل کندمی تواند به سامان یافتن این نظامات کمک کند. آیا نمی توان حتی بر فرض نبود ادله به جهت اهمیت یافتن جامعه در جهان جدید و گره خوردن سرنوشت همه ما با سرنوشت هم از یک سو و هزینه ی فراوان داشتن هر گونه اختلاف فقهی در این گونه امور از سوی دیگر سخن از واگذاری این گونه مباحث به حاکمان عادل و نه لزوماً مسلمان و مومن سخن گفت؟
30 شعبان المعظّم 1437
برچسب: ماه نو و مرغان آواره,ماه نو و مرغان آواره تاگور,ماه نو وبلاگ,ماه نو ومرغان اواره,ماه نو ورود,ماه نو و مرغان آواره رابیندرانات تاگور,کتاب ماه نو و مرغان آواره,ماه نو گرگ و میش,وبلاگ ماه نو شاذه,ورودبه ماه نو,
نویسنده: پویان کمالی