خرید بک لینک

نقش شریعتی در پریشان حالی دینی ما(1)
دین چیست و آموزه های بنیادین اسلام کدام اند؟ ادیان آمده اند تا زندگی مسالمت آمیز را به بشریت پیشنهاد دهند یا خیر در یک دو گانه «حق و باطل» اسلام و ادیان آمده اند به نفی غیر خود و ستیزه با غیر خویش بپردازند. شریعتی آغاز اسلام را با یک «نه» ی بزرگ می داند که در تشیع درگفتمان «مذهب اعتراض» ادامه پیدا می کند. شریعتی دین را ستیزه جو می خواهد نه صلح طلب؛ غافل از آن که این دین« لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ» دارد و سخن از« قُلْ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ...» می گوید. شریعتی به جای آن که شروع اسلام را با «اقراء-یعنی قرائت» تقریر کند با «لا اله...» به تصویر می کشد. این نگاه شریعتی به دین؛ وی را واداشته تا در تمام نظام نامه فکری اش یه یک «دوآلیته» روی بیاورد و از همان نگاه هم به انسان نگاه کند و هم به دین و هم به تاریخ بشریت. شریعتی آغاز جهان را دوگانه «هابیل و قابیل » می داند و همان جنگ مقدس را در تمام زندگی انسانی حاکم می بیند. 
این نگاه دوآلیته ی شریعتی - که اتفاقاً ساده سازی دین و دین اندیشی است ولذا مقبول و مطبوع توده قرار می گیرد-  در اسلام به دوگانه های «اسلام انقلابی» و «اسلام ارتجاعی»؛ «اسلام ابوذر» و «اسلام بوعلی»و... می رسد و در مذهب به دوگانه های «مذهب شهادت» و «مذهب عزا»؛ «تشیع علوی » و «تشیع صفوی»؛ «تشیع سرخ» و «تشیع سیاه» می انجامد و در این جا متوقف نمی شود به دو گانه« مسجد جامع توده» و «مسجد شاه» هم تسری پیدا می کند.
و پس از شریعتی برخی به تاسی از این دوگانه انگاری ها سخن از« اسلام محمدی» در برابر «اسلام امریکائی»؛ « تشیع انگلیسی» در برابر «تشیع ولائی»و...گفتند و چه هزینه ها که از این گفتمان بر این اندیشه و سرزمین تحمیل نشد.
 اسلام انقلابی در نگاه شریعتی – که به گمانم آدرس غلطی است- به محمد(ص) و علی(ع) و خاندان وی می رسد و اسلام ارتجاعی همان اسلامی است که تمام این قرون به تدبیر زیست مسلمانان پرداخته است. 
شریعتی وقتی سخن از تشیع سرخ می گوید تمام تشیع را به اشتباه به تقریر خود اش از عاشورا ارجاع می دهد که از بنیاد خطاست. این دو گانه سازی های شریعتی در آن برهه خاص که جامعه آماده حرکت و انفجار بود بدون توجه به پیامدهای دین شناختی آن و روان شناختی آن که احتمالاً به هدف تهییج عموم شهروندان مطرح شده است چنان با سرعت در جامعه ریشه دوانید که پایه گذار اندیشه و حرکتی گردید که آن را می توان «نه» ای بزرگ به همه چیز و همه کس به جز «خود و اندیشه خود» نامید. این نه ی شریعتی پس از مرگ وی به« نه به عقلانیت»؛ «نه به مصلحت»؛ «نه به هم زیستی انسانی»؛« نه به دگر اندیشان؛ نه به ...و حوالت داده شد که بخش عمده وضع کنونی جامعه ما محصول آن است. 
شریعتی وقتی سخن از «مذهب شهادت» می گوید و  سر در دامان « تشیع سرخ » می نهد یعنی همه گان را دعوت به ستیز و ناآرامی و شورش می کند؛ تقریری از اسلام و تشیع که با مبانی یقینی اسلام و تشیع همراه و همسو نیست. در مقدمه صحیفه سجادیه گفتگوی متوکل بن هارون و یحیی بن زید روشنگر این مطلب است که عرض شد؛ آن جا که وقتی متوکل از دلائل اقبال مردم به امام باقر و امام صادق می پرسد و یحیی بن زید پاسخ می دهد که « آنان مردم را دعوت به زیستن و زندگی می کنند و ما مردم را دعوت به –مرگ- شهادت...»؛ یعنی در گفتمان شیعی که نماینده آن امام باقر و امام صادق اند مردم آمده اند برای زیستن و دین نیز برای تسهیل این زیست انسانی است.
در این یادداشت هدفم نه دفاع از اسلام موجود بود و نه تقریر ساحت های نیازمند به اصلاح؛ سخن این بود که تشخیص اشتباهِ دردِ مسلمان زیستن توسط نخبگانی مثل شریعتی تجویز دارویی را به دنبال داشت که از «قضا سرنگبین صفرا فزود» 
 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۹ ساعت 16:37 توسط علي گزكوهي  | 

برچسب: نویسنده: پویان کمالی تاريخ: سه شنبه 25 آذر 1399 ساعت: 19:26

صفحه بندی