خیلی برای این عنوان فکر کردم چون دو دغدغه داشتم: 1.با توجه به علاقه و ارادت پیشینم به شریعتی توهینی به وی نشود؛2. روح و پیام مورد نظرم را به صورت خلاصه و رسا برساند.
شریعتی هر چه بود و هر که بود توانست خودش را بر جامعه سنتی ما تحمیل کند و بیش از چهاردهه بماند و مورد گفتگو و نقد باشد. شریعتی در دو سوی طنابی قرار می گیرد که می توان آن را قدیسِ مرتد نام نهاد. تقریر برخی – حتی روحانیان- از شریعتی چنان همدلانه است که وی را تا منزلگاه یک قدیس بالا می برد ؛ در حالی که در تقریر برخی دیگر – حتی دانشگاهیان – شریعتی را در حد یک مرتد تنزل می دهد.
دین در ایران و در عصر شریعتی منتقدانی داشت که هم نقدهای ایشان بنیادی تر و عمیق تر بود و هم راه کارهای ایشان شکننده تر و انقلابی تر بود؛ اما این منتقدان رادیکال در ساحت عمومی جامعه ایرانی اسلامی نماندند و پس از چند صباحی به فراموشی رفتند- البته برخی از آن ها را من بر شریعتی ترجیح می دهم و معتقدم دغدغه فکری آنان بیشتر به درد دنیای امروز ما می خورد-؛ که البته چرایی این اتفاق مورد گفتگو بوده و هنوز هم حرف در این باره می توان زد.
ازاین نکته که بگذرم ما جماعتی هستیم گرفتار پریشان حالی دینی در عصر جدید؛ که تکلیف مان با بسیاری از امور ضروری «زیستن در دوران معاصر» روشن نیست. ما هنوز نمی دانیم دین برای آزادی است یا برعلیه آزادی، هنوز نمی دانیم دین برای زیستن است یا برای مرگ؛ هنوز نمی دانیم دین در خدمت عدالت است یا عدالت در خدمت دین؛ هنوز نمی دانیم دین تسهیل کننده توسعه و رفاه دنیوی است یا مانعی برای آن؛ هنوز نمی دانیم دین در خدمت حکومت است یا حکومت در خدمت دین؛ هنوز نمی دانیم جهان دو سویه دارد حق و باطل – یا به تعبیر شریعتی حسین و یزید- و ما باید در یک سوی قرار بگیریم یا نه این ساده سازی حق و باطل است؛ هنوز نمی دانیم زنان حق زیست اجتماعی دارند یا نه؛ هنوز نمی دانیم دگر اندیشان حق انسانی دارند یا خیر؛ و...ده ها بلکه هزارها هنوز دیگری که همه نشان از پریشان حالی دینی ما دارند.
پریشان حالی ما چه در ساحت اندیشه و چه در ساحت رفتار؛ عوامل و علل فراوانی دارد اما یکی از عوامل مهم آن نخبگانی هستند که گاه یا در تشخیص درد ما به خطا رفته اند و یا در تجویز و توصیه های درمان و داروی ما دقت نکرده اند.
ایران در این دویست سال اخیر که در برزخ سنت و تجدد در حال از دست دادن فرصت هاست اگر هوشمندی نخبگانی داشت باید پیش و بیش از این ها تکلیف اش را با جهان جدید پیرامونی اش روشن کرده بود و از برزخ فرصت کُش و مرارت آفرین رهایی پیدا می کرد.
به مناسبت نزدیک شدن به سالگرد فوت شریعتی تلاش خواهم کرد در چند نوبت برداشت هایم از حرکت و حیات شریعتی را با شما به اشتراک بگذارم و از نظرات شما گرامیان هم استفاده کنم.
برچسب:
نویسنده: پویان کمالی