درگذشت آیت الله عباس واعظ طبسی مرد مقتدری که سه ضلعی تولیت؛ مدیریت حوزه و نمایندگی ولی فقیه در خراسان بزرگ را تا پایان عمر به همراه داشت حوزه خراسان را با چالشی جدی مواجه کرده است. ایشان – با توجه به گستره موقوفات رضوی و واقعیت های بیرونی -گرچه وظیفه اصلی اش را مدیریت حرم و حریم رضوی (علیه السلام) می دانست اما این به معنای کم توجهی ایشان به دومین حوزه شیعی ایران که در سایه حریم رضوی شکل گرفته نبود.
حیات و حرکت نزدیک به چهاردهه عباس واعظ طبسی را تنها با تولیت حرم امام هشتم نباید داوری کرد بلکه باید در طول آن به نقش وی در فراز و فرود حیات حوزه خراسان با پشتوانه ای سترگ و فقیهان و عالمانی فرامنطقه ای؛ نیز توجه کرد.
حوزه خراسان که خود مکتب فقهی و کلامی ویژه ای داشته و دارد به همان اندازه که متاثر از شخصیت واعظ طبسی بود توانست واقعیت ها و ظرفیت های خود را نیز بر وی تحمیل کند.
حوزه خراسان که در منظومه دانش های دینی پرچم دار تفکر تفکیکی است و هم چنان مکتب تفکیک در آن گفتمان حاکم است سال هاست توانسته در برابر هجوم سهم گین گفتمان مسلط مکتب قم که مزجی یا خلطی است هم چنان استوار بماند و واعظ طبسی را نیز در دو دهه آخر عمرش با خویش همراه کند.
درگذشت ایشان باب گمانه زنی ها را در مورد جایگزین یا جایگزین های وی در محافل خصوصی و عمومی باز کرده که طرح برخی اسامی سبب شد تا چند نکته را از باب مشورت عرضه دارم.
به نظر می رسد حوزه خراسان نیازمند مدیری است که حداقل به چند نکته زیر معتقد و واجد این نکات باشد:
1. هویت حوزه خراسان و تلاش در همراهی با آن: حوزه خراسان همان گونه که گفته شد مشرب فکری و فقهی خاصی دارد و مدیری در این دیار توفیق خواهد داشت که این هویت و واقعیت را بپذیرد چرا که واقعیت پذیری نیمی از توفیق را به همراه دارد. تلاش برای هضم حوزه خراسان در دیگر مکتب های کلامی و فقهی نه تنها امری توصیه ناشدنی است که سبب می شود دریچه و راهی به معرفت های دینی که توصیه به پذیرش تکثر در آن شدیم را بندد. حوزه خراسان پیشینه ای سترگ دارد و فقیهان و عارفانی که به احترام شان باید تمام قد ایستاد.ندیدن این پیشینه و یا تلاش برای بی هویت کردن این حوزه نه تنها ضربه به حرکت رو به تعالی اندیشه دینی است که عاملی برای از هم گسستن این حوزه خواهد شد.
2. استقلال حوزه خراسان میراثی ماندگار: یکی از تلاش های ماندگار و ستودنی آیت الله واعظ طبسی تلاش در حفظ استقلال حوزه خراسان بود آن هم در دوره ای که تمرکزگرایی یک خواسته عمومی بود و تلاش می شد تمرکز گرایی تنها راه پیشرفت یک نهاد اجتماعی و دینی و...دانسته شود.
استقلال حوزه خراسان از حوزه پر هیمنه و بزرگ قم میراثی بود که از کسی مثل واعظ طبسی بر میامد و نه از هرکس دیگری.
البته استقلال حوزه از دولت چندی است به عنوان یک دغدغه مبارک از طرف مراجع قم و فضلای حوزه مورد بحث و توجه است که طبیعی است دغدغه حوزویان و بزرگان حوزه خراسان نیز بوده و هست ولی غیر از این نکته ای است مورد نظر است.
3. فهم ظرفیت و توانمندی های حوزه خراسان: حوزه خراسان ظرفیت هایی دارد که باید تلاش کرد آن چه از آن ظرفیت ها ظهور یافته را تداوم داد و بخش هایی که هنوز به صورت استعدادهای بالقوه باقی مانده اند را اجازه تجلی و عرض اندام به آن ها بخشید.
حقیقت آن است که حوزه خراسان در بحث های نوپیدای حوزوی و دغدغه هایی که مراکزی هم چون قم ونجف با آن ها مواجه بوده و آن ها را به رسمیت شناخته است بسیار فاصله دارد. بحث هایی هم چون: فلسفه فقه و فلسفه اصول؛ هرمنوتیک و معرفت شناسی جدید؛کلام جدید و مباحث نوپیدای فقهی و..همه نمونه هایی از این دغدغه هایند.
حوزه خراسان ظرفیت همراهی با همه این مباحث را داشته و دارد اما نیازمند مدیری است که در تاسیس پژوهشکده ها و پژوهشگاه ها از یک سو و اهمیت و اهتمام ویژه به مراکز تخصصی حوزوی در سطح استان از سوی دیگر؛ خود اهل برنامه باشد و به راه کارهای دیگران نیز اهمیت دهد.
واقعیت امروز حوزه خراسان با ظرفیت و توانمندی آن فاصله های بسیار دارد و کسانی که چند صباحی در بیرون از این حوزه زندگی کرده باشند در هنگامه بازگشت این فاصله را به خوبی حس می کنند.
4. شخصیت علمی و اخلاقی: علاوه بر دو نکته فوق یکی از نیازهای ضروری حوزه خراسان بهره گیری آن از شخصیتی علمی و اخلاقی است تا بتواند این حوزه را در مصاف با مراکز علمی و پژوهشی رقیب از یک سو و نهادهای آموزشی جذاب هم سو در برخی سرفصل های مشترک حوزوی از سوی دیگر مدیریت کند. حوزه خراسان اگر دیر بجنبد در مصاف با برخی رقیبان هم سوی خود با بحران مواجه می شود که تدبیر این وضعیت و موقعیت تنها از کسی بر خواهد آمد که شخصیتی علمی و اخلاقی داشته باشد.
متاسفانه برخی اسامی مطرح شده در افواه عمومی و رسانه ای نه تنها قامتی به بلندای این دغدغه ها ندارند بلکه ترس آن است که پس از استقرار تلاش کنند تا این حوزه سترگ را به اندازه قد و قامت خویش کوتاه کنند.
برچسب:
نویسنده: پویان کمالی